انتشار آمار تورم بیش از صد درصدی در پوشاک، در نگاه نخست تصویرگر بازاری پربازده برای تولیدکنندگان و زنجیره ارزش نساجی است؛ اما تحلیل دقیق آمارهای میدانی، رکودی عمیق و چالشهایی ساختاری را نمایان میکند که پایداری این صنعت اشتغالزا را تهدید میکند. م
انتشار آمار تورم بیش از صد درصدی در پوشاک، در نگاه نخست تصویرگر بازاری پربازده برای تولیدکنندگان و زنجیره ارزش نساجی است؛ اما تحلیل دقیق آمارهای میدانی، رکودی عمیق و چالشهایی ساختاری را نمایان میکند که پایداری این صنعت اشتغالزا را تهدید میکند. م
هندس سیدشجاعالدین امامی رئوف- دبیر انجمن صنایع نساجی ایران- در این گفتوگو به ارائه توضیحاتی در مورد آمارهای تورم مصرفکننده، اثرات مخرب جهش نرخ ارز، بحران لجستیک و هزینههای گزاف حملونقل ناشی از تنشهای منطقهای، ناترازیهای انرژی و تنگنای قدرت خرید خانوار پرداخته است. آنچه در ادامه میخوانید، مشروح این ارزیابی صریح و کارشناسی از وضعیت بحرانی بازار و زنجیره تأمین پوشاک است.
*علت سهرقمی شدن تورم پوشاک چیست و چرا با وجود رشد قیمت مصرفکننده، تولیدکنندگان از وضعیت بازار رضایت ندارند؟
آمار تورم قیمت مصرفکننده در گروههای کالایی مختلف، شاید بهتنهایی نتواند تحلیل درستی از شرایط تولید، مصرف و قیمت محصولات مختلف به ما ارائه دهد. فاکتورهای دیگری هم حائز اهمیت است که باید مورد توجه قرار بگیرد؛ از جمله «میزان تورم قیمت تولیدکننده»، «میزان موجودی انبار مواد اولیه و محصول»، «وضعیت عرضه و تقاضا در بازار» و «حجم تولید و فروش واحدهای مختلف» به همین دلیل باید مجموعهای از عوامل مختلف در کنار هم مورد تحلیل قرار گیرند.
با توجه به محدودیتهای آماری، افزایش تورم مصرفکننده لزوماً به منزله سود بیشتر واحدهای تولیدکننده پوشاک، زنجیره ارزش صنعت نساجی یا کانال توزیع و فروشگاهها نیست. اگرچه با افزایش تورم قیمت مصرفکننده مواجه بودیم و این رقم نسبت به مدت مشابه سال گذشته افزایش پیدا کرده، اما بخشی از این افزایش قیمت ناشی از افزایش در نهادههای تولید یا فاکتورهای مؤثر بر قیمت تمامشده کالاست.
واقعیتی که پایش بازار نشان میدهد بیانگر کاهش حجم تولید واحدهای صنعتی، افت میزان فروش از نظر تعداد اقلام و تکه کالای فروشرفته و پایین آمدن روند سودآوری است. در حال حاضر با افزایش شدید قیمت مواد اولیه، هزینههای کارگری و نیروی انسانی روبرو هستیم. مواردی که در صنعت پوشاک بخش قابل ملاحظهای از قیمت تمامشده را به خود اختصاص میدهد.
کاهش ارزش پول ملی و افزایش نرخ دلار منجر به افزایش قیمت در تأمین مواد اولیه، قطعات و لوازم یدکی، هزینه استهلاک و جایگزینی ماشینآلات و هزینههای مربوط به حقوق و دستمزد و سایر هزینههای سربار شده است. با توجه به کاهش تیراژ تولید، تأثیر این هزینههای سربار بر قیمت تمامشده نسبت به مدت مشابه سال گذشته افزایشی بوده است.
در صورت بررسی نمودارهای شاخص مدیران خرید صنایع نساجی و پوشاک متوجه خواهیم شد که شامخ همچنان روند رکود تورمی سالهای گذشته خود را نشان میدهد و نتوانسته از این روند نزولی خارج شود؛ بهخصوص در مواردی مانند تأمین مواد اولیه، موجودی مواد اولیه و محصول واحدها، یا میزان و سرعت سفارشگیری محصول. تمام این موارد نشان میدهد صنعت نساجی و پوشاک در بحث بازار و فروش با مشکل مواجه است که یکی از دلایل مستقیم آن، کاهش قدرت خرید خانوار است. همین موضوع باعث ترجیح مصرفکننده از خرید کالاهای گرانقیمت یا لوکستر به سمت کالاهای ارزانقیمتتر شده است. بخشی از این ملاحظه خانوار در هزینهکرد و خرید هم به شرایط روانی متأثر از جنگ و در واقع حال نهچندان خوب جامعه برمیگردد.
در مجموع معتقدم که نمیتوان صرفاً شاخص تورم مصرفکننده را ملاک قرار داد؛ باید آمار نقطه به نقطه و تورم مصرفکننده در دورههای زمانی متفاوت، بهطور هماهنگ و کلانتر تحلیل شوند چون در ماههایی که فصل فروش و بازار پوشاک نیست، این آمار با فصولی که فصل خرید پوشاک است کاملاً تفاوت دارد.
*آیا شرایط و التهابات جنگی در منطقه بر افزایش قیمت تمامشده و زنجیره تأمین اثرگذار بوده است؟
مواد اولیه با افزایش قیمت قابل ملاحظهای مواجه شده که بخشی از آن به جهش و بیثباتی نرخ ارز برمیگردد و بخشی هم به شرایط متأثر از جنگ مربوط است.
اگر بخواهیم شرایط جنگی را دستهبندی کنیم، یک بخش به افزایش قیمت نفت و مشتقات نفتی در دنیا مربوط است؛ با توجه به اینکه حداقل ۶۰ درصد محصولات ما الیاف مصنوعی هستند، مواد اولیه صنایع نساجی متأثر از این موضوع گرانتر شده است.
در بخش تأمین و لجستیک، عملاً حملونقل دریایی را از دست دادهایم. شیوههای جدید برای حمل مواد اولیه هم زمانبر است و هم هزینه بیشتری دارد؛ در بسیاری از موارد ( اعم از حمل زمینی و ریلی از چین و پاکستان یا حملونقل از ترکیه به مقصد ایران) تقریباً هزینههای ۳ تا ۴ برابری نسبت به شرایط قبل از جنگ پرداخت میکنیم. مدتزمان، هزینههای ریسک و محدودیت زیرساختهای حملونقلی، باعث افزایش قیمت مواد اولیه شده است.
نکته مهم دیگر تأثیر فراوان هزینه حملونقل بر قیمت مواد اولیه میباشد و علاوه بر این، نگرانی و انتظارات تورمی در بازار به دلیل شرایط ناپایدار جنگی، خود باعث ایجاد تورم در زنجیره تولید و توزیع شده است.
*ارزیابی شما از نقش ناترازی انرژی و محدودیتهای تأمین مواد اولیه را در این تورم چیست؟
اگر تأثیر مستقیم ناترازی انرژی را روی شاخص تورم مصرفکننده بررسی کنیم، شاید تأثیرش نسبت به افزایش قیمت مواد اولیه، افزایش نرخ ارز یا افت قدرت خرید مردم ناچیزتر باشد؛ هرچند که در سالهای اخیر هزینه و محدودیتهای انرژی یکی از مشکلات بزرگ واحدهای تولیدی بوده است. به عبارت بهتر امروزه هم تعرفههای برق و گاز افزایش پیدا کرده و هم محدودیتها باعث کاهش تولید، افت بهرهوری واحدها و افزایش هزینههای سربار شده است. قبوض برق نیز با ابهامات زیادی مواجه است و هزینههای متعددی مثل سوخت نیروگاهی روی آن اعمال میشود که هزینههای عمومی و سربار را بالا میبرد.
از طرفی در سالهای گذشته بسیاری از واحدهای تولیدی به خرید ژنراتور روی آوردند، اما با مشکل تأمین گازوئیل مواجهند. سهمیهای که برای سوخت ژنراتورها تعلق میگیرد بسیار کمتر از نیازشان است و ناچارند گازوئیل را از بازار آزاد با نرخهای قابل ملاحظه تهیه کنند؛ سوختی که اگر مصوبه سهمیه را نداشته باشد، طبق قانون قاچاق محسوب میشود و مشکلات زیادی ایجاد میکند. اما واقعیت این است که بحث «انرژی» تأثیر کمتری نسبت به سایر عوامل تولید بر تورم مصرفکننده دارد.
*وضعیت کنونی تقاضا و قدرت خرید مردم در بازار پوشاک را چطور ارزیابی میکنید؟
بدون شک سختتر شدن شرایط اقتصادی و افزایش قیمتی که بخش زیادی از آن ناشی از افزایش نرخ ارز و تأثیر آن بر تأمین اقلام بوده، بازار را با مشکل مواجه کرده است.
در این راستا علاوه بر تدبیر شرایط جنگ و رفع محاصره و عادی شدن شرایط کلان اقتصادی، نیازمند توجه بیشتر دولت به تحریک تقاضا و توجه جامعه به تأمین کالای ایرانی هستیم تا واحدهای تولیدی قادر به حفظ تولید و اشتغال خود باشند. امیدواریم این شرایط جنگی با سرعت و مدیریت بهتری به پایان برسد و شاهد تداوم روند تولید باشیم. صنعت نساجی یکی از زنجیرههای اشتغالزا و ارزشمند در تأمین نیازهای کشور است و سهم قابل ملاحظهای در ارزش افزوده دارد.
نظرات شما